اطلاعات اشخاص

آقا ضیاءالدین عراقی
آقا ضیاءالدین عراقی
آقا ضیاءالدین عراقی
ملّا محمّد، پدر آقا ضیاء (۱۲۱۰ ـ ۱۲۹۰ هـ . ق) در عصر خود عالمی بزرگوار و فقیهی وارسته بود و در میان شاگردان آیة الله آقا محسن عراقی علاء المحدثین (۱۲۴۷ ـ ۱۳۲۵ هـ . ق) منشی خاص آخوند خراسانی و آیة الله سید محمد شفیع الدین جاپلقی (متوفا: ۱۲۸۰ هـ . ق.) مقام و مرتبه‌ای بلند در علم داشت و به تقوا و پرهیزکاری مشهور بود. در اجازه‌ای که آقا شفیع به وی داده، از او به عنوان «عالم فاضل و محقق مدقق و از رؤسا و قضات مورد وثوق و اطمینان»، یاد کرده است.

آیة الله اراکی (۱۳۱۲ ـ ۱۴۱۲ هـ . ق.) از قول پدر خویش نقل می‌کند:
«آخوند کبیر ارتزاقش از یک قطعه زمینی در اطراف سلطان آباد (اراک) بود که زراعت می‌کرد و نان سال خود و اهل عیالش از همان قطعه زمین بود. یک وقت که حاصل آن زمین را در خرمن گاه جمع کرده بودند، در اطرافش هم خرمن‌هایی بوده است، کسی عمداً یا سهواً آتش روشن می‌کند، باد هم بود و آتش افتاده بود توی خرمن‌ها، خرمن‌گاه است و خشک، به محض افتادن آتش خرمن‌ها آتش می‌گیرد. این خرمن، آن خرمن، تا آتش همه خرمن‌ها را می‌گیرد. کسی به آخوند می‌گوید: چه نشسته‌ای! نزدیک است خرمن شما آتش بگیرد. آخوند ملّا محمّد تا این را می‌شنود عبا و عمامه را برمی‌دارد و قرآن را و به بیابان رو به آتش و در دستش هم قرآن؛ می‌گوید: ای آتش! این نان خانواده و اهل عیال من است، تو را به این قرآن قسم! به این خرمن متعرض نشو. پدرم گفت: تمام آن قبه‌ها که اطراف بود، خاکستر شد و این یکی ماند. هر کس که می‌آمد، انگشت به دهان می‌گرفت و متحیر می‌شد که این چه جور مانده؟! خبر نداشتند، من خبر داشتم، پدر مرحوم آقا ضیاء همچو شخصی بوده است.»


تحصیلات

آقا ضیاء الدین که دارای هوشی سرشار و استعدادی فوق العاده بود، مقدمات علوم اسلامی را نزد پدر و سایر علما، در زادگاهش فرا گرفت و در سال ۱۳۰۲ هـ . ق، برای ادامه تحصیل، راهی اصفهان گردید و در مدرسه صدر اقامت گزید.

← سفر به اصفهان

آیة‌الله العظمی اراکی (ره) درباره انگیزه سفر آقا ضیاء به اصفهان می‌گوید:
پدر مرحوم آقا ضیاء در هشتاد سالگی فوت کرد؛ در حالی که فرزندش، آقا ضیاء ۱۲ سالش بوده و غیر از ایشان دو دختر هم داشتند. حاج صمصام الملکی بود متمول و ارباب ملک و املاک و لکن از علوم هم بی‌اطلاع نبوده است.
مرحوم آقا شیخ فرمودند: در کربلا که بودم در مدرسه حسن خان کربلا درس می‌گفتم. صمصام الملک برای زیارت آمده بود، یک هفته آمد در درس من نشست، و در آن هفته از استصحاب بحث می‌کردیم و کلمه «لاتنقض الیقین بالشّک» را می‌گفتیم. آخر هفته که شد، گفت: قربان آن لب و دهنی شوم که یک کلمه به این کوتاهی از آن بیرون آمده و ما یک هفته است بحث می‌کنیم، یک همچو آدمی بوده، بی‌اطلاع از عملیات نبوده، منتها ارباب ملک و املاک بود. به همان طرز سابق که می‌آمد خانه آخوند ملا محمد کبیر، پدر مرحوم آقا ضیاء عراقی و با او صحبت‌های علمی داشت، بعد از فوت آخوند هم می‌آید، به خیالش که فرزند آخوند به جای پدرش نشسته، در آن وقت، آقا ضیاء ۲۴ ساله بود. صمصام الملک فرعی عنوان می‌کند. آقا ضیاء نمی‌تواند از عهده برآید. حاج صمصام ‌الملک می‌گوید: آه! در خانه آخوند بسته شد! پدرم نقل می‌کرد که آقا ضیاء فرمود: این مثل یک کاسه آب گرمی بود که به سرم ریخته شد. از همان مجلس که حرکت می‌کند، می‌رود به اصفهان و بعدش هم به نجف، و می‌ماند تا آقا ضیاء می‌شود و همین یک کلمه «آه درِ خانه آخوند بسته شد» باعث شد تا او به طور جدّی و مصمم به درس و بحث پرداخت و به کمالات علمی و معنوی دست یافت.

← اساتید در اصفهان

آقا ضیاء الدین شش سال در حوزه علمیه پررونق اصفهان، از محضر استادان بزرگواری، همچون آیات عظام:
۱. آقا سید محمد هاشم چهارسوقی (۱۲۳۵ ـ ۱۳۱۸ هـ . ق).
۲. میرزا جهانگیر خان قشقایی (۱۲۴۳ ـ ۱۳۲۸ هـ . ق).
۳. میرزا ابوالمعالی کلباسی (۱۲۴۷ ـ ۱۳۱۵ هـ . ق).
۴. آخوند ملا محمد کاشی (۱۲۴۹ ـ ۱۳۳۳ هـ . ق).

← سفر به عراق

دروس سطح عالی فقه، اصول، کلام و فلسفه را آموخت و در اواسط سال ۱۳۰۷ هـ . ق، به عراق مهاجرت نمود و ابتدا، به شهر سامرا که از مراکز اجتماع طلاب مهاجر و دار العلم آن زمان بود، رفت. مدتی را به خیال و عنوان این که در مسند قضا نشسته، به رتق و فتق (حل و فصل) امور مردم گذراند. پس از چند ماه، ناگهان از این خیال و علاقه به مسند منصرف شد و با شنیدن آوازه و شهرت میرزا حبیب الله رشتی، سامرا را ترک و به سوی نجف حرکت کرد و تا آخرعمر در آن حوزه کهن و مهم و پایگاه و مرکز علم، ماندگار شد.

← اساتید در عراق

۱. میرزا حبیب الله رشتی (۱۲۳۴ ـ ۱۳۱۲ هـ . ق).
۲. آخوند ملا محمّد کاظم خراسانی (۱۲۵۵ ـ ۱۳۲۹ هـ . ق.).
۳. سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (۱۲۴۷ ـ ۱۳۳۷ هـ . ق.).
۴. میرزا حسین خلیلی (۱۲۳۰ ـ ۱۳۲۶ هـ . ق) فرزند میرزا خلیل تهرانی.
۵. ملا فتح الله شریعت اصفهانی، معروف به شیخ الشریعه (۱۲۶۶ ۱۳۳۹ هـ . ق).
۶. سید محمد طباطبایی فشارکی.
۷. میرزا ابراهیم محلاتی شیرازی.
آقا ضیاء الدین پس از سال‌ها تحصیل، به درجه اجتهاد نائل آمد و در این دوره پیوسته مورد احترام استادانش بود و به کسی که دریایی از علم و دانش و معارف دینی در سینه‌اش نهفته است، شهرت دارد.

تدریس

آقا ضیاء الدین در تمام دوران تحصیل به تدریس نیز اشتغال داشت و از برترین مدرسین و سرآمد استادان هم عصر خود بود. او پس از وفات استادش، آخوند خراسانی، حوزه تدریس مستقلی تشکیل داد و به عنوان مدرسی بزرگ، محققی مدقق، متفکری صاحب نظرو مسلط بر آراء و اندیشه‌های فقهی و اصولی گذشته، شهرت یافت. فضلا و محققان فراوانی گرد او آمده و از سرچشمه علوم و کمالاتش جرعه‌ها نوشیدند و سیراب شدند. دقت نظر و احاطه علمی او به ویژه در تدریس علم اصول که با نقد و بررسی آراء و نظریات دیگران انجام می‌گرفت، فوق العاده بود. این امر باعث شهرت و برتری او بر دیگران شد و وی را در شمار مجددّان علم اصول قرار داد.
وی در ۳۰ سال تدریس خود که تا پایان عمر او به طول انجامید، چند دوره اصول فقه و یک دوره فقه کامل که اکثرآن بر اساس بحث‌های فقاهتی و تألیفات حاج آقا رضا همدانی (۱۲۵۰ ـ ۱۳۲۲ هـ . ق) بود، را تدریس کرد و حاصل آن پرورش صدها مجتهد بود که هریک از آنها در شهرهای مختلف، منشأ آثار خیر و برکات فراوانی گردیدند.

← ویژگی های تدریس

وسعت اطلاع و احاطه و تسلط بر خود در ابحاث و مناقشات علمی، حسن بیان و القاء مطالب و نکات، عنایت به آراء و اندیشه‌های گذشته و شاگردان، صاحب نظر و مشکل گشا در مشکلات علمی و کثرت شاگردان و برخوردار بودن آنان از حرّیت فوق العاده در طرح مسائل، از ویژگی‌های تدریس اوست. او آنچه را تدریس می‌کرد، می‌نوشت، با آنکه بعضی درس‌ها را بارها گفته و نوشته بود.
از ویژگی‌های دوره تدریس آقا ضیاء در نجف این بود که در این برهه در حوزه علمیه نجف شخصیت‌ها و رجال برجسته‌ای مشغول تدریس و تربیت طلاب بودند. بهترین طلاب در این زمان که به طور مستقیم و غیرمستقیم از استادان اثر می‌پذیرفتند، شاگردان آقا ضیاء بودند.

هم بحث ها
[ویرایش]
از هم بحث‌های آقا ضیاء، می‌توان از شیخ عبدالله گلپایگانی (۱۳۲۸ ـ ۱۳۷۰ هـ . ق) که فقیهی فاضل و مجتهدی دقیق بود، نام برد.

علمای معاصر آقا ضیاء

از چهره‌های سرشناس و معاصر آقا ضیاء می‌توان به آیة‌ الله سید ابوالحسن اصفهانی (۱۲۷۷ ـ ۱۳۶۵ هـ . ق) شیخ محمد حسین اصفهانی، معروف به کمپانی (۱۲۹۶ ـ ۱۳۶۱ هـ . ق.) و میرزای نائینی (۱۳۵۵ ق) اشاره کرد.

فقه و اصول در عصر آقا ضیاء

آقا ضیاء الدین و معاصرانش در دوره‌ای جدید از علم و اصول قرار داشتند که مؤسس آن وحید بهبهانی (۱۱۱۷ ـ ۱۲۰۵ هـ . ق) بود.
تحقیقات اصولی انجام شده در این دوره با پژوهش‌هایی که در حدود یازده قرن قبل انجام گرفته بود، در مقایسه از لحاظ کم و کیف، ترجیح داشت و تألیف کتاب‌هایی نظیر «فرائد الاصول» شیخ انصاری و «کفایة الاصول» آخوند خراسانی گویای این مدعاست.
آقا ضیاء، محمد حسین اصفهانی و دیگران تحولی را که شیخ انصاری پس از وحید بهبهانی به وجود آورده بود، تداوم بخشیدند و علم اصول فقه را به حد کمال رساندند.
در فقه نیز این دوره از عالی‌ترین دوره‌های اجتهاد به می‌آید. این دوره فقه با شیخ انصاری (۱۲۱۴ ـ ۱۲۸۱ هـ . ق) آغاز می‌شود.
او و شاگردان مستقیم و غیرمستقیمش در راه تکمیل فعالیت فقهای دوره‌های قبل، سعی و کوشش وافر نمودند و اجتهاد را به اوج کمال و ترقی رسانیدند. شیخ انصاری با دقت نظر و تحقیقات خویش، راه استنباط صحیح را نشان داد. کتاب‌های به جا مانده از او، به ویژه دو اثر مهم و گرانسنگ «مکاسب» و «رسائل» از کتاب‌های سطح عالی حوزه‌هاست که هنوز تدریس می‌شود.

← شیوه تدریس

شیوه آقا ضیاء الدین در تدریس نیز همان شیوه شیخ انصاری بود. او در بحث‌هایش از عناصر مشترک اجتهادی و قواعد اصولی استفاده می‌کرد. هر جا نام بزرگمردان و احیاگران در کتاب‌ها و بحث در بین دانشمندان شیعی در احیای علم اصول و نقش آنان در تحول این علم ذکر می‌گردد، نام آقا ضیاء الدین عراقی در کنار آنان جلب توجه می‌کند. هر جا بحث از علم اصول است، صحبت از آقا ضیاء نیز هست، وی از شاگردان فاض آخوندملامحمدکاظم شناخته می‌شد و در میان مدرسان «سطح» در دوران خویش مقامی والا داشت. پس از وفات آخوند (۱۳۲۹ق/۱۹۱۱م) حوزة درس خارج تشکیل داد و به‌ویژه به عنوان استاد مسلم اصول و از مجدّدان این علم به شمار آمد. بسیاری از شاگردان آخوند در مجلس درس وی حضور می‌یافتند. آقاضیاء در همین دوران مرجعیّت یافت.

شاگردان
[ویرایش]
از برکات وجودی آقا ضیاء‌الدین در طول سال‌های متمادی تدریس، تعلیم و تربیت صدها عالم، فقیه و دانشمندان نام آوری است که از مجالس درس و بحث سراسر فضل و دانش او بهره‌ها بردند. مجتهدان ایران و عراق با واسطه یا بی‌واسطه، از شاگردان او هستند. در میان شاگردان او به چهره‌هایی برخورد می‌کنیم که از نظر علم و تقوا، نسبت به دیگران در افق بالاتری قرار دارند. اینک به معرفی شماری از آنها می‌پردازیم:
۱. آیة الله سید محسن حکیم (۱۲۰۶ ـ ۱۳۹۰ هـ . ق).
۲. آیة‌ الله سید محمد تقی خوانساری (۱۳۰۵ ـ ۱۳۷۱ هـ . ق).
۳. آیة الله سید احمد خوانساری (۱۳۰۹ ـ ۱۴۰۵ هـ . ق).
۴. آیة الله سید ابوالقاسم خوئی (۱۳۱۷ ـ ۱۴۱۳ هـ . ق).
۵. آیة ‌الله سید محمود شاهرودی (۱۳۰۱ ـ ۱۳۹۴ هـ . ق).
۶. آیة الله سید عبدالله شیرازی (۱۳۰۹ ـ ۱۴۰۵ هـ . ق
۷. آیة الله سید عبدالهادی شیرازی (۱۳۰۵ ـ ۱۳۸۳ هـ . ق).
۸. آیة الله سید محمد رضا گلپایگانی (۱۳۱۶ ـ ۱۴۱۴ هـ . ق).
۹. آیة ‌الله محمد هادی میلانی (۱۳۱۳ ـ ۱۳۹۵ هـ . ق).
۱۰.آیة ‌الله سید شهاب الدین مرعشی (۱۳۱۵ ـ ۱۴۱۱ هـ . ق).
۱۱. آیة الله آقا میر سید علی یثربی کاشانی (۱۳۱۱ ـ ۱۳۷۹ هـ . ق).
۱۲. آیة الله شیخ محمد تقی بهجت.