• بزرگداشت مفاخر استان

به همت اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی وانجمن آثار ومفاخر استان مرکزی برگزار می شود:

 عبدالعظیم قریب‌گرکانی پدر دستور زبان فارسی است. 
استان مرکزی مهد پرورش شخصیت‌ها و مفاخر بزرگ علمی، دینی، انقلابی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در 200 سال گذشته محسوب می‌‌شود، تصریح کرد: عبدالعظیم قریب، پدر دستور زبان فارسی 15 رمضان 1296هجری در روستای گرکان از توابع شهرستان آشتیان متولد شد و اکنون منزل این مرحوم در روستای گرکان از سوی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی کشور به عنوان مرکز اسناد و مطالعات دستور زبان فارسی انتخاب و معرفی شده است.
عبدالعظیم قریب‌گرکانی در سال 1275 در گرکان از توابع آشتیان چشم به جهان گشود و در سال 1344 چشم از جهان فرو بست.
وی مقدمات زبان فارسی و عربی را در زادگاه خود و در خانه پدر آموخت و در نوجوانی به تهران آمد و نزد اساتید بزرگ آن روزگار به تحصیل و فراگیری زبان و ادبیات عرب، اصول، منطق و حکمت و زبان فرانسه پرداخت.
قریب در سال 1317 ه.ق به استخدام وزارت معارف آن زمان درآمد و در مدرسه علمیه که تنها آموزشگاه به شیوه جدید تدریس بود به تعلیم دانش آموزان مشغول شد.
قریب در سال 1324 ه.ق تدریس در مدرسه نظام را آغاز کرد و برخی ازبرجستگان علم و ادب و سیاست ایران همچون کلنل محمدتقی پسیان، سلطان ‌غلامرضاخان و علیقلی خان از شاگردان او بودند.
قریب همچنین در مدرسه دارالفنون، مدرسه ایران و آلمان، دارالمعلمین، بنگاه وعظ و خطابه و در دانشسرای عالی (از نخستین دوره تأسیس ‌آن) ادبیات فارسی را تدریس می‌کرد و پس از تأسیس دانشگاه تهران به سمت استاد دانشکده ادبیات برگزیده شد و تا زمان مرگ به تدریس زبان و ادبیات فارسی اشتغال ‌داشت.
وی به عضویت فرهنگستان زبان فارسی ایران نیز انتخاب شد و از اعضای برجسته این فرهنگستان به شمار می‌رفت.
استاد عبدالعظیم قریب در زبان و ادبیات فارسی و عربی تسلط بی‌مانندی داشت و حدود 58 سال از عمرش را با عشق و علاقه صرف تدریس دستور زبان فارسی و تعلیم و تربیت دانشمندان و فرهیختگان فعلی ایران کرد.
زمانی که وی تدریس را آغاز کرد، در مدارس به زبان فارسی اهمیتی داده نمی‌شد و متون مناسب برای تدریس این زبان به محصلان در دسترس نبود و یا اصلا وجود نداشت.
وی ابتدا قواعد زبان فارسی را به سبک دستورهای زبان اروپایی تدوین کرد. پس از آن دستور زبان فارسی را در چهار جلد تألیف کرد.
قریب منتخباتی از نظم و نثر اساتید زبان فارسی را به نام فرائدالادب تهیه کرد که سال‌ها در مدارس تدریس می‌شد و از نخستین کسانی بود که دستور زبان فارسی را در قالبی ساده و روشن تدوین کرد و تدریس آن را به صورت ماده مستقل در مدارس رواج داد.
از دیگر فعالیت‌های فرهنگی قریب جمع‌آوری حدود هزار جلد کتب نفیس خطی بود که در کتابخانه بزرگ خود نگهداری می‌کرد.
استاد عبدالعظیم قریب در سال 1326 طی جشنی از سوی دانشگاه تهران مورد تقدیر قرار گرفت و به پاس خدمات علمی و فرهنگی خود به دریافت نشان ویژه دانشگاه‌ تهران نائل شد و یکی از سالن‌های گردهمائی این دانشگاه نیز به نام وی نام نهاده شد.
دستور زبان استاد قریب بیش از نیم‌ قرن در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شد و از کتب معتبر دستور زبان فارسی بود.
وی در سوم فروردین سال 1344 در سن هشتاد و شش سالگی درگذشت.
تصحیح و حاشیه‌نویسی «کلیله و دمنه»، «گلستان» و «بوستان» سعدی از دیگر آثار اوست.
مهم‌ترین آثار و تألیفات وی عبارتند از: فرائدالادب، نظم و نثر منتخب شش جلد چاپ‌های متعدد، دستور زبان فارسی چهار جلد‌ ـ قواعد فارسی در صرف و نحو، بدایه‌الادب (1324 ه .ق) ـ قرائت فارسی در دو جلد، تصحیح و تحشیه کلیله و دمنه، تصحیح و تحشیه گلستان سعدی و....
 ******************
  اولین یادواره نسخه نویس تعزیه وشبیه خوانی استان مرکزی

میرزا محمد روحانی فرزند عبدالصمد متولد 1240ه.ق بعد از فوت پدر در کودکی نزد عمویش به نام عبدالصاحب   که با تجربه پانزده پشت پدری مجتهد بودند مشغول به تحصیل(درس فقه)شدند.ایشان بیشتر طبع شعر خوبی داشتند و برای قشر های مختلف شعر می سرودند که این باعث نگرانی عبدالصاحب گردید و میرزا محمد مورد تنبیه قرار گرفت و ایشان به مسجد روستا  پناه آورده و در عالم خواب از سوی خاندان اهل بیت(ع) توصیه به سرودن شعر در مورد اوصاف امام حسین(ع) می گردد که ایشان هم قبول نموده و بعد از بیداری به نزد عموی خود رفته تمام درس های گذشته را مرور کرده و در مباحثه هم مورد قبول واقع گردید بعد از آن به درجات بالاتر پیشرفت نموده و ضمن نسخ نویسی تعزیه وشبیه خوانی در خصوص اهل بیت به علم طب و ستاره شناسی هم تسلط داشته اند. در حال حاضر 50 تا 60 مجلس تعزیه وشبیه خوانی و نیمی از کتاب طب ایشان موجود می باشد .میرزار محمد روحانی بعلت تبحر خاص در سرودن شعر تعزیه و شبیه خوانی معروف به میر انجم گردید و در سال 1320 در سن 80 سالگی دار فانی را ودا گفتند در آرامستان روستای قدمگاه از شهرستان شازند دفن شدند.

اهداف برگزرای یادواره میر انجم
1-معرفی شخصیت و جایگاه مرحوم میر انجم در تعزیه استان مرکزی.
2-چاپ و تکثیر نسخ میر انجم جهت حفظ صحیح دراجرای تعزیه وشبیه خوانی استان مرکزی.
3-میر انجم از زبان پیشکسوتان  تعزیه وشبیه خوانی در استان مرکزی.
4-آسیب شناسی نسخ و شیوه اجرایی تعزیه وشبیه خوانی نسخ میر انجم از زبان پیشکسوتان تعزیه وشبیه خوانی استان مرکزی.
5-ارائه مقالات و آثار ، پیرامون شخصیت و نسخ میر انجم.
6-شناسایی بیشتر و بهتر جهت ایجاد انگیزه در خصوص استفاده از نسخ میر انجم در اجرای تعزیه وشبیه خوانی استان مرکزی.
7-ترمیم مقبره میر انجم.
******************
گزارش مختصر کنگره کربلایی کاظم ساروقی
جغرافیای تاریخی ساروق و امامزادگان هفتاد و دو تن آن  
صنعت قالی بافی که در این روستا رواج فراوان دارد از شهرتی جهانی برخوردار است و قالی ساروق یکی از چهار نوع فرش اراک محسوب می شود .
ساروق معرب سارو است . از اسماء شهر همدان و اولین کسی که آنرا بنا کرد جم پسر نوجهان بود که آنرا سارو نامید سپس معرب شد آنرا ساروق نامیدند .
از آنجا که ساروق بر سر راه عتبات از طریق تهران و قم قرار گرفته بود ،‌هر جهانگردی که عازم عتبات بوده، ‌خواه ناخواه از این ده عبوری کرده است .
جلگه فراهان بسیار وسیع و آباد است. دهی نزدیک به نام ساروق ، که باغات زیادی دارد. اشجار زیاد در اطراف باغ و دور نهرها کاشته شده است.
 این ده در تملیک اولاد مرحوم قائم مقامی است چون در سر راه زوار عتبات واقع است دهی مرغوب و آباد است.
از آثار تاریخی مهم این روستا امامزاده 72 تن است که از لحاظ معماری و هنری در خور تحسین و دارای باغ بزرگی است که احتمالا در قرن ششم هجری بنا گردید .روی یکی از صندوقهای چوبی که با طرز هنرمندانه ای ساخته شده تاریخ 700 ه. ق حک شده است .
شرح مختصر ی از زندگی کربلایی کاظم ساروقی
 جریان به یک باره حافظ کل قرآن شدن کربلایی کاظم کریمی ساروقی تقریباَ به سال( 1327ه.ق ) اتفاق افتاده است. او شخصی بیسواد ، اما دارای باطنی پاک ونورانی ،که در اثر گردن نهادن به فرامین الهی و تعبد به احکام خداوند در سنین جوانی مورد لطف و عنایت پروردگار قرار گرفت و ظرف دل او مهیای دریافت یکی از بزرگترین اشراقات مواهب ملکوتی و علوم ربانی شد کربلایی کاظم کریمی حدود سال 1300ه.ق در روستای ساروق از توابع فراهان اراک متولد شد. پس از گذراندن ایام کودکی به کار کشاورزی پرداخت او به حلال و حرام خداوند توجه زیادی داشت و در پرداخت زکات مال خویش و کمک به فقرا همیشه پیش قدم بود.
یک روز در حالی که از کنار باغ امامزاده هفتاد و دو تن  ساروق می گذشت- پس از کشاورزی-  برای استراحت کنار در باغ می نشیندکه دو سید جوان عرب نورانی و بسیار خوش سیما با لباسهای عربی و جامه سبز نزد او  می آیند و او را برای زیارت و قرائت فاتحه به داخل امامزاده دعوت می کنند .در آن روز دو سید بزرگوار از کربلایی کاظم می خواهند که قرآن بخواند ولی او می گوید که تا به حال مکتب خانه نرفته و سواد ندارد پس یکی از آن دو دست بر سینه محمد کاظم می فشارد و می گوید که بخواند وکربلایی شروع به خواندن می کند در این حال ناگهان کربلایی خود را تنها در حرم می بیند و حالت عجیبی به او دست می دهد و بیهوش           می شود صبح روز بعد وقتی به هوش می آید نا خود آگاه شروع به زمزمه  قرآن می کند و جریان روز قبل به یادش می آید و خود را حافظ قرآن می یابد. بی درنگ نزد پیش نماز محل می رود و داستان را نقل می کند وایشان درباره سوره الرحمن ،یسو مریم از او سوال می کنند او همه آن سوره ها را بدون اندکی درنگ تلاوت            می کند.  پیش نماز  می گوید ((مردم به کربلایی کاظم عنایت شده و او حافظ قرآن گردیده است.)) ایشان تا پایان عمر همه قرآن را حفظ بود و هر آیه ای که از او پرسیده می شد با آیه قبل و بعدش می خواند و اگر از او           می خواستند که آیه ای از قرآن را نشان دهد فورا صفحه مورد نظر را می گشود و بی درنگ دست بر سوی همان آیه می گذاشت .او حتی به خواص سوره های قرآن نیز آگاه بود و می توانست قرآن را از آخر به اول بخواند و.... احاطه او به قرآن به حدی بود که مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی وی را کشف الآیات متحرک              می نامیدند. وقتی که داستان او از محل زندگی اش به جاهای دیگر نقل شد او را به سایر شهرهای ایران چون ملایر ، تویسرکان ، همدان ، کرمانشاه ، تهران ، کنگاور ، قم ، مشهد و نیز کاظمین ، کربلا ، نجف، کویت و حجاز بردند. در داخل کشور نیز مورد آزمون و مداقه مراجع معظم وقت از جمله آیات عظام بروجردی،حائری شیرازی،صدر، حجت کوه کمره ای، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی و مرعشی نجفی قرار گرفته است.اگر چه بعد از مدت کوتاهی از وقوع آن حادثه علما از صحت و دقت آن آگاه شدند اما جو اختناق حاکم در آن زمان و عدم توجه به چنین وقایعی باعث شد که انعکاس خبری محدودی نسبت به این آیت انجام پذیرد و متاسفانه پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ، هم فعالیت های انجام گرفته فرهنگی ، علمی چون کتاب ، تنظیم مقالات ، ساختن فیلم و.... برای معرفی ایشان و آنچه به وقوع پیوسته محدود و بعضاً از کیفیت خوبی برخوردار نبودند.
کربلایی کاظم در هفتم محرم سال 1377 هجری قمری در قم وفات نمود و در قبرستان نو ، قبرستان مرحوم آیت الله حاج شیخ عبد الکریم حائری به خاک سپرده شد.  
متن دستخط آیت الله العظمی سید محمد هادی الحسنی میلانی
با ایشان مجالس عدیده در نجف اشرف و در کربلای معلا ملاقتمان شد و جمعی از اهل علم حضور داشتند و همچنین از سایر طبقات هم بودند و به انحاء کثیره و بطرق مختلفه از ایشان اختبار شد. حقیقتاً مهارتشان در اطلاع به آیات و کلمات قرآن مجید امری است بر خلاف عادت و موهبتی است الهیه و هر شخصی که با ایشان قدری معاشرت نماید و به اوضاع و احوال ایشان در مراحل عادیه مطلع شود و قوة حافظة ایشان را در سایر امور امتحان نماید، کاملاً ملتفت می­شود و بالوجدان می­یابد که اینگونه تسلط ایشان در معرفت به جمیع خصوصیات قرآن مجید کرامت فوق العاده است. بلکه می توان گفت فرضاً قوة حافظه هر اندازه قوت داشته باشد، نتواند عهده دار شود اینگونه امتحانات و اختبارات را که با انحاء دقیقه بسیار به عمل آید.
چاپ چکیده مقالات برگزیده کنگره کربلایی محمد کاظم کریمی ساروقی (ره)
 از جمله اقدامات دبیرخانه و کمیته علمی کنگره آگاه سازی اجمالی میهمانان و مخاطبان کنگره از وضعیت علمی کنگره بود که بهترین و رساترین وسیله، چاپ چکیده مقالات برگزیده کنگره است. این مقالات که توسط اساتید برجسته کشوری داوری و به تأیید کمیته علمی نیز رسیده اند و همچنین مقالات فراخوان عمومی که توسط سه تن از اعضای کمیته علمی بررسی شده، برگزیده و به چاپ رسید.
این کتابچه که در 50 صفحه تهیه شد در روز کنگره در اختیار میهمانان قرار گرفت .
چاپ کتابی با عنوان «سرّ موزون»
این کتاب که پیرامون نکته های عرفانی حافظ قرآن شدن کربلایی کاظم است نیزبه همت یکی از علاقمندان به شخصیت معجزه آسای کربلایی کاظم تألیف و به دبیرخانه کنگره ارسال گردید که با تلاش انجمن قرآن و نهج البلاغه استان مرکزی و حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپ رسید. این کتاب نیز در روز کنگره به عنوان هدیه به میهمانان ارائه گردید. این کتاب به بیان نکته های عرفانی واقعه حافظ قرآن شدن کربلایی کاظم می پردازد که توسط آقای محمد حسین اکبری ساوجی به رشته تحریر در آمده است.
سخنرانی آقای دکتر حداد عادل رییس مجلس شورای اسلامی 
رییس مجلس شورای اسلامی گفت:
(( واقعه حافظ کل قرآن شدن کربلایی کاظم ساروقی قرآن کریم را از شبهه تحریف پاک کرد. ))
غلامعلی حداد عادل در نخستین روز کنگره بین المللی بزرگداشت کربلایی محمد کاظم کریمی ساروقی گفت: سلام و درود ما به پیشوای خاتم پیامبران الهی حضرت محمد مصطفی(ص) و سلام بر اولیا و اوصیاءگرامی . درود ما نثار روح پر فتوح امام راحل و شهیدان ما و سلام و درود ما نثار روح پرفتوح کربلایی کاظم ساروقی که امروز شمع نور وجود او همه ما را گرد هم آورده است . قال الله تبارک و تعالی" ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانو من آیاتنا عجبا" ضرورتی نمی بینم در باب اصل واقعه کربلایی کاظم توضیحی بدهم عموما شما دوستان با ماجرای شگفت انگیز او آشنا هستید . خلاصه ماجرا این است که مردی روستایی ، مکتب نرفته بیسواد ، ساده دل متدین ، ناگاه در اثر افاضات معنوی و عینی صاحب حفظ کل قرآن کریم می شود . این معنا مورد امتحان و تصدیق علمای وقت در داخل و خارج ایران قرار می گیرد و جراید در همان زمان شرح حال ایشان را    می نویسند . امروز نزدیک به پنجاه سال از فوت کربلایی کاظم سپری شده است . آن مرحوم در سال 1300 هجری قمری در ساروق به دنیا آمده است . این واقعه کاملا قابل تحقیق است ما می توانیم برای همه اهل تحقیق در دنیا این سوال را مطرح کنیم که اگر فردی چنین ادعایی کند و بگوید من مکتب نرفتم و درس نخوانده ام و یکبار حافظ کل این کتاب مفصل شده ام که می توانم آن را به طور معمولی و معکوس بخوانم اگر کسی چنین ادعایی کند، چه راهی برای تحقیق صحت ادعای او وجود دارد . استادان دانشگاه در رشته های معارف اسلامی ، علوم تربیتی ، فلسفه و منطق معیار هایی برای درستی یا نادرستی این سخن دارند . در علوم تجربی برای اثبات صحت یک فرضیه روشهایی داریم . در منطق عملی این روشها بررسی می شوند . با انواع آزمایشها یک ادعا یا تایید می شود یا رد . هر معیار و امتحانی لازم است آماده کنیم و ادعای کربلایی کاظم را با آن محک بزنیم . تحقیق کنیم درباره اینکه آیا کربلایی کاظم سواد نداشته و حافظ قرآن نبوده و کسانی که این را نقل کرده اند چه کسانی بوده اند و اگر قرار بود خلاف بگویند چه انگیزه ای داشتند؟ همه این احتمالات را بدهیم شک کنیم یک شک افراطی و به سراغ این ادعا برویم . من تصور می کنم این واقعه به اندازه ای ای مسلم است که از همه این امتحان ها موفق و سربلند بیرون آید . اگر کسی دل داشته باشد به تعبیر قرآن" لمن کان له قلب" اگر کسی دل الهی در سینه داشته باشد حقیقت ماجرا را تصدیق    می کند چگونه خداوند عالم گاهی چنین حوادثی را ایجاد می کند بنده فکر می کنم حکمتی در این وقایع نهفته است . قطعا این طور است و فکر می کنم آن حکمت این باشد که بدانیم غیر از این عالم ظاهر عوالم دیگری هم وجود دارد که آن عوالم بسی برتر و بزرگتر از این دنیایی است که می بینیم و می شناسیم وبه قول پروین اعتصامی آشتیانی الاصل استان مرکزی:
یکی پرسید از سقراط که از مردن چه خواندستی             بگفت ای بی خبر مرگ است چه دانی زندگانی را
اگـر زیـن خاکـدان پسـت روزی بر پـری بینـی             که گردون ها و گیتی هاسـت ملک آن جهانی را
گاهی خداوند می خواهد علامتی از آن گردون ها و گیتی های ملک آن جهانی را به ما مردم این جهانی نشان دهد . ما ممکن است فکر کنیم که نور فقط همین نورهایی است که ما با چراغ های کوچک و محدود خودمان روشن می کنیم مانند شمع و چراغ و وسایل برقی ، اما خداوند گاهی برقی را در آسمان ایجاد     می کند . یک آذرخش ، یک صاعقه ناگهانی که با آن پهنه آسمان را در یک لحظه روشن می­کند . این ما را متوجه می سازد که غیر از این نورهایی که می افروزیم نورهای دیگری هم در عالم هست . این یک مثال بود و خداوند می خواهد با این کرامت ها و شگفتی ها ، انسان ها را متوجه سازد . خداوند برای اینکه حجت بر ما تمام گردد گاهی نمونه ای از آن معجزات و کرامات را در زمان ما بر ما عرضه می کند و این معجزه از آن قبیل است و حال باید از خود سوال کنیم که چگونه با اینکه ذهن شکاک عیب جوی ما هیچ تردیدی      نمی تواند در صحت این واقعه داشته باشد این واقعه برای بیداری ما کفایت نمی کند ؟ چرا اینگونه است؟ این سوال مهمی است .
از این واقعه که در جامعه ما رخ داده است چه نتایجی می توان گرفت ؟ من هشت نتیجه را یاد داشت کرده ام اما این فهرست را کامل نمی دانم . نتایج بهتری هم می توان گرفت . به نظر بنده بعد از اینکه بپذیریم این واقعه یک واقعه غیر عادی است اولین نتیجه ای که از آن گرفته می شود اثبات وجود عالم غیب در برابر عالم مادی است با وجود اینکه هستی محدود به عوالم مادی نیست و آفرینش الهی ساحت ها و عرصه های بسی برتر و فراخ تر از این دنیای مادی دارد . این اولین نتیجه و مهمترین نتیجه ای است که باید بگیریم .
نتیجه دوم اثبات الهی بودن و آسمانی بودن قرآن کریم است اینکه خداوند وقتی می خواهد از عالم غیب یک علامتی نشان دهد و دری از عالم غیب بگشاید این علامت افاضه یک جا و یکباره کل قرآن کریم به سینه یک انسان است . "الم نشرح لک صدرک"
نتیجه سومی که از این واقعه باید بگیریم اثبات تحریف نشدن قرآن است خوب می دانیم در این باب     بحث های طولانی میان مسلمین و میان غیر مسلمین وجود داشته است . چه تهمت ها که به اسلام و پیامبر (ص) و به قرآن وارد کردند . سلمان رشدی مرتد آن کتاب خبیث آیات شیطانی را از بحث تحریف قرآن گرفته و در بین فرق مسلمین چقدر بحث است و چقدر به شیعه مظلوم تهمت زده شده که قرآن نزد شیعه تحریف شده است و حالا با این واقعه به خوبی می توان مطمئن شد که دامن پاک قرآن از شبهه و شائبه تحریف پاک است کما اینکه در احوال کربلایی کاظم نوشته اند که یکی از علمای محترم قم که در باب تحریف قرآن تحقیق می کرده و کتابی را از قول حضرت آیت الله مکارم شیرازی نوشته است من خواندم          که آن استاد محقق یکی از دلایل خود در اثبات تحریف نشدن قرآن را کربلایی کاظم معرفی کرده است . این نتیجه بسیار مهمی است .
نتیجه چهارمی که می توان گرفت اثبات قابلیت آدمی برای دریافت هدایت و فیض الهی است اینکه انسان گوهری است که می تواند به عالم بالا متصل گردد و هر انسان پاکی این قابلیت را داراست بقول حافظ که می فرماید :
 فیض روح القـدس ار بـاز مـدد فرمایـد                                 دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
یا
 ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی                                تـا راهـرو نـبـاشی کـی راهـبـر شـوی
 در مـکتب زمـانـه و پـیش ادیـب دهر                                 هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
 از پـای تا سـرت هـمه نـور خـدا شـود                                در راه ذوالـجلال چو بـی پا و سـر شوی
نتیجه پنجم اثبات ولایت تکوینی ائمه هدی و اهل بیت پیامبر (ص) و اولیای خداست که می توانست با تصرف در نفوس ، این تحولات معنوی را ایجاد نمایند. یک امامزاده ، یک شهید در راه خدا ، یک فرمانده جبهه که به قصد یاری امام هشتم (ع) از مدینه به قصد طوس حرکت کرده و در راه گرفتار ظلم و جور خلفا شده و ایستادگی کرده با فرزند و یاران خویش در یک نبرد بی پایان و طولانی با همسر و فرزند به شهادت رسیده و امروز از همه آن فدا کاریها یک بقعه ساده امامزاده بر جای مانده می تواند اینگونه در نفوس تصرف کند و محبط انوار الهی گردد. این حقانیت ائمه هدی را نشان می دهد . حقانیت خاندان پیامبر (ص) را به اثباط می رساند. این واقعه بیان می دارد که قرآن تنها نیست اهل بیت هم هست این واقعه ثقلین است یعنی هر دو حقیقت را در خود دارد که فرمود : "انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی"
نتیجه ششم این است که ببینیم مرحوم کربلایی کاظم چه کارهایی انجام داده بود و چه کارهایی انجام نداده بود که خداوند به او چنین توفیقی عطا نمود یک رکن مهم در دریافت این فیض الهی پرهیز از مال حرام بوده است . علمای بزرگوار نقل می کنند که وقتی حضرت سید الشهدا روز عاشورا مرتبا لشگر معاند را دعوت به هدایت می­کردند و از قرآن استدلال می کردند و از سیره پیامبر خودشان را معرفی می کردند دشمنان تغییری نمی کردند . حضرت زینب عرض می­کند به امام حسین (ع) چه اتفاقی افتاده ؟ چه شده که هر چه شما با این افراد صحبت می کنید در دلهای اینان اثری ندارد ؟ می فرماید : اینان دلهاشان از لقمه های حرام انباشته شده است در احوال کربلایی کاظم می­خوانیم که ایشان بسیار مراقب بوده که لقمه حرام نخورد حتی کسانی که بعد از واقعه با ایشان بوده اند نوشته اند اگر ایشان در جایی وارد می گشت و اشتباها لقمه ای را که شبهه ناک بود می­خورد به همان اندازه برای او کدورت حاصل می گشته در نورانیت و ایشان گرفتار مشکل می شدند . اگر دقت کنیم متوجه می شویم که ما چه اندازه گرفتار هستیم و چقدر باید احتیاط کنیم . مطلب دیگر عمل به احکام الهی می باشد پرداخت حقوق بشری می باشد . خمس و زکاتی که اگر همه کسانی که عهده دار آن هستند بپردازند مشکل اختلاف طبقاتی و فقر و درد و رنجی که در جامعه وجود دارد بر طرف می گردد. کربلایی کاظم از ابتدای زندگی این کار را انجام می داده است در برخی نوشته ها می خوانیم که کربلایی کاظم مسئله زکات را در جوانی اشتباه فهمیده بود و خیال می کرد اگر کسی گندم بکارد باید نه دهم آن را به فقرا بپردازد و یک دهم را برای خود بردارد و همین گونه عمل می کرده است و خداوند چگونه برای او جبران می نماید.
مطلب هفتم معتبر بودن امام زاده هایی است که در بقعه ایشان این اتفاق حادث شده است بنا بر این مردم این امام زاده ها را نباید از دست بدهند و این برهانی می باشد که این امامزادگان صحیح النسب و معتبر هستند و شاهدی است بر اعتبار این امامزادگان.
و بالاخره نتیجه هشتم این است که باور کنیم راه حل مشکلات ما فقط و فقط در راه حل های مادی محدود و منحصر نمی باشد این سخن به این معنا نیست که تدبیر نکنیم برنامه ریزی نکنیم تعقل نکنیم اسباب و    و سایل فراهم ننمائیم و مدیریت نکنیم همه این کارها را باید انجام دهیم همه اینها را خدایی فرموده است که قرآن را نازل کرده است اما توکل به خدا داشته باشیم امید به امداد غیبی داشته باشیم . حرف ­این نیست که عالم شهادت و عالم اسباب را انکار کنیم و بدانیم که امدادهای غیبی در زندگانی بشر آن طور که شهید مطهری می فرمایند وجود دارد . چه بسا کارها از همه جهت سخت تر می گردند اما امدادهای غیبی گره گشا می گردد.
خاطره مختصری که اینجانب نسبت به واقعه کربلایی کاظم دارم را بیان می کنم اگر چه من در قم ، اراک ، ملایر و نقاطی که این مرد بزرگ حضور داشته نبوده ام اما به خاطر دارم پنجاه و چند سال پیش روزنامه اطلاعات را می خواندم واقعه کربلایی کاظم را در آن نوشته بودند مردی که قرآن را به یکباره حافظ شده بود و علما وی را تصدیق کرده بودند . در همان عالم کودکی این مطلب ذهن مرا به خود مشغول ساخت و باعث حیرتم گردید . این داستان گذشت تا زمانی که من وارد دانشگاه شدم سال 1342 جوان 18 ساله ای بودم که عصر روزهای جمعه در یک جلسه دینی شرکت می نمودم . درس معارف اسلامی که توسط مرحوم دکتر احمد توانا تدریس می شد. و چون به این روحانی بزرگوار علاقه بسیار داشتم راه طولانی کلاس تا منزل را با ایشان طی می کردم یک روز جمعه بی اختیار به یاد داستان کربلایی کاظم که آن را در روزنامه خوانده بودم افتادم در این فکر بودم که چرا کسی راجع به کربلایی کاظم سخن نمی گوید ؟ شب همان روز با استاد به منزل برمی گشتیم عجیب است بدون اینکه کلامی گفته باشم مرحوم دکتر توانا شروع به سخن گفتن کرد که می­خواهم قصه ای را برای تو بازگو نمایم . زمانی که من در قم بودم شخصی به نام کربلایی کاظم را آوردند که مدعی بود حافظ قرآن شده و من او را دیدم و چند نمونه از امتحان هایی که خود از کربلایی کاظم نموده بود بیان کرد. این واقعه برای من دو نتیجه داشت یکی تاکید و تایید اصل موضوع و دیگر اینکه چطور خداوند کسی را در کنار من قرار داد که بدون هیچ مقدمه و سابقه ای اگرچه که خود دیده و شنیده بود برای من تعریف نمود . با خود گفتم من دو برهان بر حقانیت این واقعه دارم یکی همه آنچه دیگران گفته بودند و دیگری تجربه شخصی خودم . البته این چیزی را درباره من اثبات نمی کند. این مسئله باز هم اصل معنای کربلایی کاظم را به اثبات می رساند. این وقایع باز هم اتفاق می افتد. نکته ای است که بهتر می بینم آن را بیان کنم . جامعه ما پرشده از وقایع عینی که درست نیستند . خیلی از اشخاص سوء استفاده می نمایند. ماهمه باید به دنبال علل و اسباب وقایع بگردیم اخباری را در تلویزیون راجع به بنت جبیل شنیدم یک ساختمان ساده در لبنان به یاد شهدای بنت جبیل و شهدای جنگ 33 روزه در این ساختمان قطعه چوبی که تنه درختی است قرار داده اند این چوب از وسط تنه درخت بریده شده و برای آرایش خشک شده و سیقل زده شده است . این چوب از ته خاک به هیچ نقطه ای وصل نبوده روی پوست آن مسدود شده است .اسم شهدای لبنان در بنت جبیل برای یادگاری روی آن قطعه چوب خشک حک شده اما عجیب اینکه از کنار آن اسامی شاخ و برگ سبز بیرون آمده است و تعجب همگان را بر انگیخته است .
"فکأیّن من آیت فی السماوات والارض یمرّون علیها و هم عنها معرضون"
اما در مورد این وقایع از خود سوال می کنم که اگر این واقعه کربلایی کاظم جای دیگری از دنیا اتفاق      می افتاد آنجا چه می کردند ؟ من همیشه می پرسم یک نفر نبود در 50 سال پیش که از این مرد فیلم تهیه کند و سخنان او را ضبط کند چطور به ذهن افراد نگذشته است که برای آینده سند روشنتر و گویا تری از واقعه تهیه نمایند چه کسی مقصر است ؟ آیا هنوز این اشتباهات را تکرار می کنیم این سوال مهمی است ما نتیجه ای که از این امور می گیریم توجه به قرآن و ایمان و اعتقاد به اسلام است . اهتمام به ترویج قرآن حاکم ساختن قرآن ، حاکم ساختن قرآن بر جان و جهان بر درون و بیرون که همه مقصد و مقصود از انقلاب اسلامی همین است این همه رنج و صدمات و شهادتها و ایثار مال و جان و چنگ انداختن در پنجه توطئه گران جهان برای چیست؟
برای اینکه این حقیقت الهی اسلامی محمدی (ص) منشور زندگی ما و چراغ راه ما باشد و دیگر اینکه قرآن را به عنوان مبنا و مایه وحدت مسلمانان عزیز بداریم .
امروز ما در ایران می گوئیم این قرآنی که نزد شماست همان قرآنی است که نزد ماست و همان است که بر پیغمبر (ص) نازل شده است همه بر این ریسمان محکم الهی چنگ بزنید و وحدت داشته باشید . در دورانی که توطئه گرانی چون آمریکا می خواهند در کشور ها نفوذ کنند و میان طوایف مختلف و مذاهب مختلف اختلاف بیافکنند هیچ گاه وحدت اسلامی به اندازی امروز برای دشمنان اسلام خطر آفرین نبوده است. امروز باید قرآن را مایه وحدت بدانیم و همان فرمایش پیامبر که فرمود :"فاذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالاقرآن" به سراغ قرآن برویم و این باید در راس کار ما باشد .
 
 نگاهی اجمالی به چکیده مقالات ارائه شده در کنگره:
الف ) معرفت شهودی با تکیه بر آیات و روایات (دکتر مجید معارف)
طبق آیات و روایات معرفت انسانی از جهتی بر دو دسته قابل تقسیم است که عبارتند از : معرفت اکتسابی و معرفت غیر اکتسابی. معرفت شهودی که قسمتی از معرفت غیر اکتسابی است بر روح و جان دو دسته از انسانها نفوذ می کند:
1-    برگزیدگان الهی از پیامبران و امامان
2-    انسان های پاک و متعالی از غیر پیامبران
با مطالعه آیات و روایات صور مختلفی از معرفت شهودی غیر پیامبران ملاحظه می شود که اهم آن به قرار زیر است:
1- تجسم ملائکه بر انسان و گفتگو با او مانند ماجرای حضرت مریم ، الهام ویژه به مومنان مانند الهام به مادر موسی و الهام به حواریّون حضرت عیسی (ع)           
2-    اعطای علم و حکمت به اولوالالباب، افرادی چون لقمان ، حضرت یوسف (ع) و حضرت موسی (ع)
3- برخورداری از فیض روح القدس، چنانکه رسول خدا(ص) در خصوص حسان بن ثابت که زبان شعر خود را در دفاع از اسلام و شخص پیامبر (ص) به خدمت گرفته بود ، فرمود: « انّ الله یؤیّد حسان بِروح القدس ما نافح عن رسول الله» ( خداوند مادام که حسان از رسول خدا دفاع کنداو را بوسیله روح القدوس تأیید می کند )
4-    رؤیاهای صادقانه
تحصیل معرفت شهودی رابطه مستقیمی با تقویت معنویت دارد و تقویت معنویت خود در گرو عواملی است که اهم آن به این قرار است:
1-    عبودیت و بندگی پروردگار
2-    تقوی و تهذیب نفس
3-    اخلاص در عبودت
ب) آسیب شناسی راههای رسیدن به فیوضات الهی:
(حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی اصغر تجری)
یکی از آموزه های با اهمیت قرآنی که در احادیث نیز به آن پرداخته شده است موضوع هدایتهای ویژه و فیض رسانی های خاص است که خداوند در حق برخی بندگان خود انجام می دهد . مسلماً برخورداری از این هدایت و فیوضات وابستگی کامل به وجود آمادگی و قابلیت های ویژه در افراد دارد ،‌شاید بتوان عامل اصلی این آمادگی و قابلیت را گام نهادن در مسیر حق و سلوک در طریق الی الله دانست . آیات و احادیثی وجود دارد که تماماً بر وجود هدایت و فیوضات خاصه الهی دلالت دارد و ‌منشاء دو بحث مهم و اساسی است ؛ یکی آنکه چه اموری می تواند زمینه های برخورداری از چنین هدایتهایی را در انسان تقویت کند و روح و جان او را آماده پذیرش فیوضات الهی سازد و دوم آنکه چه موانعی بر سر راه چنین هدایتهایی قرار دارد و آسیبهایی که مانع برخورداری از این فیو ضات می شود ،‌چیست؟ آنچه ما در پی بحث درباره آن هستیم بحث دوم است .
در قرآن کریم و احادیث مسأله موانع و آفتهای هدایت و برخورداری از فیوضات الهی طرح و عوامل اصلی آن تبیین شده است . این عوامل را در یک گروه بندی ساده به 3 دسته می توان تقسیم کرد .
1-    صفات و کیفیات روحی و اخلاقی که حجاب دیده و جان می شود .
2-    اعمال و کارهایی که آیینه دل را غبار آلود می کند .
3-    عوامل بیرونی که بر روح و جان آدمی اثر می گذارد و مانع برخورداری از فیوضات الهی می شود .
الف) صفاتی که حجاب دیده و جان می شود . پاره ای از این صفات عبارت است از :
1-    هوا پرستی
2-    محبت دنیا
3-    کبر و مستی قدرت
4-    نفاق
5-    تعصب و لجاجت
6-    رفاه طلبی
 ب) اعمالی که آیینه دل را غبار آلود می کند
1-    کفر و اعراض از حق
2-    ظلم و تجاوز
3- خوردن حرام
ج) عوامل بیرونی که بر روح و جان آدمی اثر می گذارد و مانع برخورداری از فیوضات الهی می گردد.
1-    محیط آلوده
2-    رهبران فاسد و گمراه
3-    دوستان گمراه
4-    وسوسه های شیاطین
رونمایی از سایت  کربلایی کاظم ساروقی                                                   
همزمان با برگزاری نخستین کنگره بین المللی مرحوم کربلایی کاظم کریمی عصر روز چهارشنبه پایگاه اینترنتی وی در اراک راه اندازی شد
این پایگاه الکترونیکی کنگره به نشانی www.sarooghi.ir بر روی شبکه جهانی وب راه اندازی شده که در آن اخبار، فراخوان مقالات، پوستر ها و بروشورهای کنگره بزرگداشت کربلایی کاظم به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی برای دستیابی محققان، دانش پژوهان و علاقه مندان به مباحث قرآنی درج شده است.همچنین در سایت کربلایی کاظم ساروقی که با هدف اطلاع رسانی به همه علاقمندان طراحی شده است، دست نوشته های علما، مراجع تقلید و آیات عظام پیرامون کربلایی کاظم، گالری عکس و فیلم و امکان ارتباط با مسئولان کنگره نیز در این پایگاه ارایه شده است.
سخنرانی فرزند ارشد کربلایی کاظم حاج اسماعیل کریمی
حاج اسماعیل کریمی با تأکید بر اینکه اگر انسان با چشم بصیرت به پیرامون خود نگاه کند قدرت و عظمت الهی را درک می کند و نیازی به معجزه نیست اضافه کرد اما چه بسا هر از گاهی تلنگری لازم است تا انسان از خواب غفلت و فراموشی بیدار شود و معجزات الهی همان جلوه ای است که آدمی را به فکر وا می دارد و او را به خوان گسترده خداوند باز می گرداند. در عصری که مادی گرایی و سرمایه داری نشانه بارز آن است و حتی دامنه آن تا دول اسلامی نیز پیشرفته بود، اعجازی دیگر از هزاران اعجاز خداوندی در این سرزمین رخ داد. کربلایی کاظم آیینه ای بود برای تجلی قدرت باری تعالی و به ما یادآوری کرد که خداوند هرگز ما را فراموش نمی کند. ایشان بعد از ذکر برخی خصوصیات ذاتی ایشان که تأکید خاصی بر مال حلال داشتند، رخداد این معجزه الهی را پاسخی محکم در تقابل با تشیع و اسلام در آن زمانها دانستند.
نتایج علمی کنگره
اهم اقدامات صورت گرفته
جلسات کمیته های علمی کنگره تا قبل از برگزاری آن در 13 جلسه تشکیل گردید که طی این جلسات اقدامات ذیل حاصل گردید: 
الف) تدوین موضوعات فراخوان مقاله ( 17 موضوع)
   ب) سفارش 10 عنوان مقاله به اساتید برجسته کشوری و عقد قرارداد با ایشان
ج) بررسی چگونگی رسیدگی به مقالات سفارشی در زمینه داوری
د) تنظیم الگوی داوری
ذ) گزینش افراد برتر و با سابقه در زمینه های تحقیق و پژوهش و داوری
ر) ارائه مقالات مورد نظر با توجه به تخصص داوران به ایشان برای داوری
ز) داوری هرمقاله توسط دو داور صورت گرفته و نمرات مشابه توسط نفر سوم نیز داوری گردید.
س) تأیید طرح پروژه پژوهشی بازنگری واقعه حافظ قرآن شدن کربلایی کاظم
ش) ارائه طرح به چند محقق جهت بررسی و تحقیق راجع به کربلایی کاظم با هدف شناسایی اسناد و اشخاص مرتبط با این واقعه
ص) بررسی نحوه داوری مقالات فراخوان عمومی
ض) بررسی گزارشات محققین پروژه مستند سازی واقعه حافظ قرآن شدن کربلای کاظم
ط) بررسی کتاب تدوین شده توسط محققین از نتیجه کار پژوهشی و تصمیم برای نامگذاری آن
ع) گزینش مقالات برتر از میان مقالات سفارشی و عمومی، تصمیم گیری راجع به نحوه چاپ چکیده آنها
غ) تصمیم گیری راجع به انتخاب مقالات برگزیده و دسته بندی آنها جهت ارائه در روز کنگره
تدوین طرح پژوهشی بازنگری واقعه حافظ قرآن شدن کربلایی کاظم کریمی ساروقی
کمیته علمی کنگره با توجه به این نکته که اسناد مکتوب و غیر مکتوب این واقعه یا وجود ندارد یا اگر وجود دارد به صورت پراکنده و غیر منسجم است، تصمیم به جمع آوری اسناد این واقعه عظیم نمود. طرح پژوهشی بازنگری واقعه حافظ قرآن شدن کربلایی کاظم با اهداف: «کربلایی کاظم که بود؟ چه ویژگی هایی داشت؟ چه کسانی ایشان را تأیید کرده اند؟ چه شواهد و قرائنی در حال حاضر بر تأیید این واقعه وجود دارد؟» شروع به فعالیت نمودند که از آن جمله می توان به مصاحبه با 30 نفر از مراجع عظام و حجج الاسلام مصاحبه با 60 الی 70 نفر از شخصیت هایی که اصل واقعه یا خود از زبان کربلایی کاظم شنیده اند و یا ازشخص دیگری شنیده اند.
جمع آوری 140 سند در مورد کربلایی کاظم ( به جز نشریات و مطبوعات که هیچ سند مکتوبی در آنها موجود نبوده است. 
بخشی ازنتایج برگزاری نخستین کنگره بین المللی بزرگداشت حافظ کل قرآن کریم(کربلایی محمد کاظم کریمی ساروقی)
 
ردیف
عنوان
1
احیاء نام و شخصیت کربلایی کاظم در بین مردم ایران اسلامی
2
احیاء نام و شخصیت کربلایی کاظم در بین دانشجویان ،‌طلاب، اساتید حوزه و دانشگاه
3
تولید علم در حوزه معارف دینی و علوم قرآنی
4
معرفی بیشتر شخصیت کربلایی کاظم به نسل جوان و نوجوان جامعه
5
تولید 4 عنوان کتاب (سرّ موزون، ویژه محققین -خدا را دعوت کنیم، شعر کودک-دانش آموز خدا، ویژه نوجوانان- ساروقی آیت حق ، مستند سازی واقعه حافظ قرآن شدن کربلایی کاظم) درباره کربلایی کاظم
6
افزایش مراجعات مردمی و مسئولین و بسیاری از محققان به امامزادگان هفتاد و دو تن ساروق و مقبره کربلایی کاظم در قم
7
بازتاب گسترده خبری کنگره در رسانه های داخلی و خارجی
8
معرفی کربلایی کاظم به مسلمانان سایر کشورهای اسلامی
9
افزایش حس خودباوری در بین اهالی و مردم روستای ساروق
10
افزایش مراجعات دانشگاهها به دبیرخانه کنگره جهت برگزاری مراسم بزرگداشت کربلایی کاظم در دانشگاههای مختلف
11
ایجاد همدلی و اتحاد بیشتر در بین مسئولین استان جهت برگزاری بهتر کنگره
12
احیاء احکام اسلامی از قبیل زکات، خمس، امر به معروف و نهی از منکر در رهگذر زندگی کربلایی کاظم
13
ایجاد حس خودباوری در بازماندگان و خانواده مرحوم کربلایی کاظم ساروقی
14
حرکت سریع و رو به رشد جهت ساخت حسینیه امامزادگان هفتاد و دو تن ساروق و محوطه امامزادگان
15
کسب تجربه ارزنده جهت برگزاری کنگره های مشابه در سطح استان
16
تولید 4 عنوان بروشور به زبانهای فارسی، انگلیسی، ‌عربی، فرانسه جهت معرفی کربلایی کاظم
17
الگوسازی دینی جهت نسل جوان و نوجوان جامعه
18
توسعه و تعمیق فرهنگ قرآنی در سطح کشور
19
ترویج فرهنگ قرآن کریم به عنوان یک ارزش در کشور
20
مقابله با تهاجم فرهنگی از منظر ترویج یک الگوی قرآنی
21
افزایش توجه جامعه به نتیجه تعبد و پیروی از احکام الهی