• اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان محلات

شهرستان محلات در دامنه شرقی کوههای زاگرس واقع شده است و شهرهای واقع در آن،محلات و نیم ور می باشد . شهر محلات در جنوب شرقی استان قرار دارد و نیم ور که شهری کوچک در بخش مرکزی شهرستان می باشد، در سال 1356 عنوان شهر را به خود گرفته است و در سر راه دلیجان به محلات قرار دارد. رکن اصلی اقتصاد‌این شهر استخراج سنگ از تعدادی معادن که در نزدیکی آن واقع است تشکیل می دهد. البته کار کشاورزی نیز در‌این شهر وجود دارد.
در غرب‌این شهرستان کوههای نسبتا بلندی قرار دارد و در مجموع نواحی جنوبی و شمال شرقی‌این شهرستان به صورت دشت و نواحی مرکزی و غربی شهرستان کوهستانی است.مهمترین کوههای‌این شهرستان، کوههای شمال از ناحیه مرکزی و کوههای هفتاد قله در شمال غرب هستند.کوههای هفتاد قله دارای قله‌های زیادی هستند و به همین علت به‌این نام موسوم شده اند.کم ارتفاع ترین منطقه شهرستان، شمال شرقی‌این منطقه و دره رودخانه قمرود است.ارتفاع متوسط محلات از سطح دریا 1780 متر می باشد.
محدوده کنونی شهرستان محلات، در روزگار هخامنشیان ، بخش کوچکی از‌ایالت ماد به شمار می رفته است. در زمان سلوکیان قسمت شمالی آن یعنی دهستان خورهه مورد توجه حکام یونانی بوده است که آثار باستانی باقیمانده از‌این دوران، موید‌این نظر است.این منطقه در دوران اشکانیان،جزئی از‌ایالت والی نشین ماد بزرگ محسوب می شد. در زمان ساسانیان ، دره قمرود در جنوب شهرستان، مرکز استقرار جمعیت بوده که آثار باقیمانده از آتشکده ،‌این مطلب را به وضوح نشان می دهد . چنانکه ابن فقیه همدانی بنای‌این آتشکده را همتراز با‌ایوان کسری قصر شیرین و معبد آناهیتای کنگاور می داند. مورخان معتقدند که بر اساس شواهد و قراین‌این بنا تا قرن چهارم هجری سالم بوده است(رحیم پور،1384،ص48).
از جمله حوادثی که در‌این شهرستان به وقوع پیوسته و بسیار مشهور است، خشکسالی سالهای 88-1287 قمری می باشد که در طی آن افراد زیادی از گرسنگی از برگ درختان استفاده می نمودند.
در دوران نخستین اسلامی،‌این منطقه جزء بلاد کوهستان یا قهستان یا جبال بوده است.در قرن چهارم‌این منطقه رستاق انار نامیده می شد و در دوره صفویه محلات جزء اصفهان بوده است.در زمان رضا شاه، بخش محلات جزئی از شهرستان قم از استان دوم کشور تلقی گردید.در سال 1325 شهر محلات همراه با خمین و دلیجان، تشکیل شهرستان محلات را دادند.در سال 1331 خمین و در سال 1358 دلیجان از محلات جدا شدند و هر کدام شهرستان مستقلی را تشکیل دادند.
وجه تسمیه محلات، به علت محله‌های متعددی بوده که شهر از پیوستن آنها بوجود آمده است .در مورد وجه تسمیه نیمور و نام قبلی آن، بین اهالی اتفاق نظر نیست و نظرات چندی وجود دارد.عده‌ای بر‌این باورند که نام قبلی نیمور، ور بوده است و سالها قبل سیلی آمده که نصف آبادی را با خود برده و پس از آن نیمور نامیده شده است. برخی دیگر می گویند که نام قدیم نیمور، خاور زمین بوده است.
عده‌ای نیز می گویند که در گذشته، عده‌ای رعیت کارشان را نیمه کاره گذاشته و به‌اینجا آمدند.دیگران گفتند که‌اینها نیم ور کرده اند یعنی کار را نیمه کاره رها کرده اند.
استان مرکزی از جمله مهمترین استانهایی است که از جاذبه‌های متعدد فرهنگی برخوردار است.‌این جاذبه‌های به سه بخش عمده تاریخی و باستانی،مذهبی و آداب و رسوم تقسیم می گردد. در رابطه با شهرستان محلات به مهمترین آثار بناها و مکانهایی باستانی و مذهبی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
مجموعه بقایا و آثار بجا مانده در منطقه تاریخی خورهه محلات از جمله مهمترین آثار تاریخی کشور است که ابهامات زیادی را در خصوص قدمت ، معماری ، کاربرد و نوع استفاده از بنا را در بین مورخان و باستان شناسان داخلی و خارجی‌ایجاد نموده است . مورخان از‌این مجموعه به نام آتشکده ، معبد ، کاخ و مرکز برگزاری جشنها و مراسم ملی و مذهبی ، عمارت و منزل ییلاقی و قبرستان یاد نموده اند.
در کاوشهای به عمل آمده از‌این منطقه تاریخی، آثار متعددی از دوره سلوکیان،اشکانیان، ساسانیان و دوره اسلامی به دست آمده که نشانگر کاربرد آن در دوره‌های مختلف بوده است.خورهه در اوستا به معنی عمل برآمدن خورشید بوده و‌این واژه خود به معنی خورشید و آفتاب و همچنین عمارت ییلاقی به کار رفته است که در هر صورت تغییر‌این بنا را در‌این منطقه مشخص می نماید.
از دیگر آثار به جا مانده از دوران باستان در سرزمین کهن‌ایران،بقایای آتشکده نیم ور می باشد.عظمت‌این بنا به حدی است که قطعا جزو برترین آتشکده‌های زرتشتیان جهان به شمار می رود.
از دیگر آثار تاریخی و مذهبی می توان به یخچال طبیعی نیم ور، سرچشمه محلات ، امامزاده ذکریا ، دیوارقلعه آقا خان ، میدان چنار، میل میلونه ( خورهه) وامامزاده صالح اشاره کرد.
اکثر اهالی نقاط مورد بررسی، شیعه اثنی عشری بوده و می باشند و در‌این موارد فقط دو استثناء وجود دارد. یکی چند خانوار یهودی که در گذشته ساکن محلات و نیم ور بوده اند و اکنون از‌این دیار رفته اند. دوم، شیعیان اسماعیلی در زمان آقا خان محلاتی ، عده نسبتا زیادی از پیروان مذهب اسماعیلی در محلات و بخصوص ده پایین ساکن بوده اند.ازآن زمان تعداد اعضای‌این گروه بتدریج کم شده و امروز نیز عده‌ای ازآنها در ده پایین محلات و بیشتر در اطراف حسینیه آقا خان زندگی می کنند و نام فامیلی اغلب آنها ، عطا اللهی است. شیعیان دوازده امامی به اسماعیلیان شش امامی می گویند.
در‌این منطقه اکثر گروههای قومی ، فارس می باشند . البته در بعضی از روستاها اهالی یا همگی و یا عده‌ای از آنها ترک می باشند مثلا در «بزیجان» تمامی اهالی ترک می باشند و در خورهه به جز چند خانواده افغانی همگی فارس می باشند. در نیم ور در گذشته 3 خانوار یهودی ساکن بوده اند و همچنین حدود20 خانوار بوداغی (کولی) در بعضی‌ایام در اطراف نیمور در مساکن موقتی ساکن بوده اند ، اما آنها در هیچ یک از تظاهرات مذهبی شرکت نمی کردند ،کار مشخصی نداشتند،اغلب دزدی و گدایی می کردند و رنگ چهره شان سیاه بوده است. در حال حاضر ، حدود 30خانوار افغانی ساکن نیمور هستند که اغلب در معادن ، کارگری می کنند.
در " نینه" لکها، سرلکها و بختیاری طوایف تشکیل دهنده آن می باشند که همگی لر هستند.
در‌این مناطق گروههای شغلی خاصی مشاهده نشده و معیشت عده اهالی از کشاورزی ،دامداری ، باغداری، صنایع دستی ، گلکاری و معدن کاری می گذرد.‌این افراد در کارها با یکدیگر همکاری کرده و موجب انسجام در‌این منطقه شده اند . فرهنگ همکاری و همیاری یکی از فرهنگهای مسلط براین منطقه می باشد. در گذشته چند خانوار یهودی در نیمور و محلات ساکن بوده اند که همگی به شغل طبایت مشغول بوده و به آنها حکیم می گفتند.
اغلب اهلی‌این شهرستان به فارسی با لهجه محلی تکلم می کنند .استثناها عبارتند از:
کلیه اهالی روستای بزیجان که به ترکی صحبت می کنند،اما همگی به فارسی مسلط هستند.
کلیه اهالی روستای « نینه» به لری و لکی صحبت می کنند، اما همگی به فارسی مسلط هستند.
مهاجرین افغانی ساکن در شهرستان محلات به زبان دری صحبت می کنند.
اهالی طایفه ترکها که در گذشته ترکی صحبت می کرده اند امروزه به فارسی تکلم می نمایند.
در روستاهای‌این شهرستان معمولا هر کس را با نام پدرش می شناسند مانند حسین مش جعفر، محمد حاج رضا و... یا‌اینکه ممکن است شخص دارای لقبی باشد که به هر دلیلی به او داده اند مانند حسن طیب. اما اگر کسی در کوچکی پدرش را از دست می داد یا مادرش شخصیتی برجسته تر و مشهود تر از پدرش داشت به نام مادرش خوانده می شد مانند: عبدالله گلناز.
در روزگاران قدیم خویشاوندی‌ها از استحکام بیشتری بر خوردار بود، بطوری که ابعاد خانواده بسیار گسترده بود یا‌اینکه در مورد ازدواج‌ها باید‌ها و نبایدها وجود داشت، اما امروزه‌این بایدها و نبایدها بسیار شکسته شده اند. اما با‌این وجود هنوز هم امروزه طایفه‌ها با هم روابط نزدیک و خوبی دارند و به یکدیگر کمک می کنند و به همدیگر زن می دهند. در مورد درگیری‌ها ،حل و اختلافات در روستاها اکثرا‌این کار توسط ریش سفیدان انجام می شود و اگر درگیری دامنه دار شود کار به مراجع دولتی می کشد.
در‌این شهرستان بسیاری از اعتقادات وجود دارد که ریشه در روزگاران قدیم دارد که در زیر به مواردی از آنها اشاره می شود:
در بالای سر زائو پیازی سیخ می کنند و نصب می کنند( کار کرد آن‌این است که پیاز هنگامی که پوست کنده می شود میکروب را به خود جذب می کند و‌این امر موجب می شود که تمام میکروب موجود در اتاق جذب پیاز شده و بر فرد زائو آلوده به میکروب نشود).
ناف بچه را به جیب دایی بچه می اندازند تا بنظر آنها اخلاق بچه شبیه به اخلاق دایی اش شود و‌این نشان از روزگارانی دارد که زن تباری وجود داشته است.
از دیگر باورها و اعتقادات آنها رسومی بوده که برای تعیین جنسیت بچه در هنگام بارداری مادر به اجرا در می آمده مثلا بدون اطلاع زن باردار ، از پشت سر به او آرد و نمک می ریختند و یا می ریزند.اگر او دست به موهایش بکشد بچه اش دختر و اگر دست به پشت لبش بکشد بچه اش پسر خواهد شد و...
بسیاری از مراسم نیز در‌این شهرستان وجود داشته که امروزه بسیار کمتر شده است ولی هنوز هم در بعضی از روستاها وجود دارد مانند مراسم طلب باران : در روستای عیسی آباد از شهرستان محلات وقتی ریزش باران به تاخیر می افتاد، زنها به در هفت خانه می رفتند و از آنها آرد می گرفتند و آن را خمیر نموده و ازآن رشته درست کرده و آش ریخته می بخشد و مقداری از آن رادر ناودان مسجد می ریختند.
در شهرهای نیم ور و محلات، در مسجد دعای طلب باران می خواندند. علاوه برآن ،کله الاغی را آتش می زدند و هیزم‌این کار را از مردم جمع می نمودند.برای جمع هیزم، بچه‌ها به در خانه‌ها رفته و می گفتند که برای کله الاغ،هیزم می خواهیم.
این امر نشان دهنده وجود احتیاج مردم به آب و باران می باشد،زیرا اکثر افراد‌این شهرستان ،بخصوص در روستاها از طریق کشاورزی امرار معاش می کنند و برای کشاورزی نیاز به آب دارند و اگر آب نباشد آنها بدون قوت می مانند و اگر ادامه پیدا کند از گرسنگی جان می بازند، بنا براین برای معیشت خود باید تلاش کنند و اگر باران نبارد بی روزی می مانند و بناچار هنگامی که باران نمی بارد و آنها با کمی آب مواجه می شدند دست به‌این مراسم می زنند و از خدا طلب باران می کنند .‌این مسئله نشاندهنده فرهنگ موجود در بین مردم است که از قدیم وجود داشته و اگر چه مردم کارکرد‌این مراسم را نمی دانستند اما آن را به اجرا درمی آوردند و‌این کار بصورت دسته جمعی نیز صورت می گرفت که باز نشان از وجود صمیمیت و یکپارچگی در میان مردم بوده است . از دیگر مراسم موجود در‌این شهرستان مراسم عزاداری و عروسی می باشد که تقریبا همانند سایر شهرهای استان صورت می پذیرد و در‌این مراسم باز می توان به همبستگی و کمک و همیاری مردم نسبت به یکدیگر پی برد . البته امروزه‌این همیاری‌ها و کمک‌ها اندکی کمرنگ تر شده ولی بطور کلی از بین نرفته است.
 از دیگر مراسم که منجر به شکل گیری نوع خاصی از نظام روابط اجتماعی در قالبهای همکاری و فرهنگ همیاری و مشارکت در‌این منطقه شده است جشن بیل گردانی میباشد. جشن بیل گردانی در پایان جوی رویی،پس از حدود بیست روزکار دسته جمعی و توانفرسا، کار را به پایان رسانیده به سوی ده بر می گشتند، در بالای باغ‌ها و نزدیک محلی به نام پل سنگی توقف کرده یک نفر را می فرستادند که تا مردم را خبر کرده، اسبی را بیشتر از جوی روبان و شاید هم در اصل از جوی روبان است. وقتی که سوار و بیل دارها وارد میدان می شدند جمعیت با صلوات و شادی و هلهله ازآنها استقبال می کردند و گروه نوازندگان به زدن طبل و سنج و شاتوتک می پرداختند.سپس نخست مراسمی چونان«سان» و«رژه» توسط سوار و بیل دارها اجزا می گردید و سپس نوبت به بیل گردانی می رسید.
سپس سوار و بیل داران در کنار میدان می‌ایستادند و برای بیل گردانی،هفت بیل را انتخاب می کردند چهار تا در یک دست و 3 تادر دست دیگر و می بایست‌اینها را در سر خود بچرخاند (فرهادی،1378،ص28)
در هر حال « بیل گردانی» آخرین بازمانده از ورزش باستانی و پهلوانی است. بیل گردانی ورزشی است روستایی و با زندگی واقعی روابطی نزدیک داشته است وجهی از‌این روابط را می توان در ارتباط‌این ورزش با کار کشاورزی و وجوه دیگر را که پنهان تر است در ارتباط آن با جنگ و احیانا گونه‌ای‌ایین «آب خواهی» و جشن پایان لایروبی و استقبال ازآب و تقدس آب دانست. از نظر فرهنگی،پایندگی و تداوم زندگی در محلات سبب شده است که سنت‌های کهن (بقایای مراسم و مناسک‌ایین‌های باستانی که خود ریشه درآیین ناشناخته و یا کم تر شناخته شده پیش از تاریخی دارند) هم پیوستگی و تداوم بیش تری پیدا کنند.
همچنین صدها سال کار و تجربه لایروبی دشوار که حدی از قدرت و مهارت کار کردن با بیل را می طلبیده است سبب شده که کار درخشان و هنر نمایی با بیل،درآبادی به صورت یک ارزش درآمده و ناتوانی در‌این کار ننگ و عار به شمار می‌اید . اما‌این ارزش گذاری در مراسم بیل گزاری تبلور خود را باز یافته است.
سابق بر‌این در‌این شهرستان به غیر از یکی از روستاها به نام « یکه چاه» مکتب وجود داشته که مدرسین در مکتب به تعلیم و تربیت دانش آموزان می پرداختند و به آنها یا " آخوند" و یا " ملا" می گفتند.دروسی که در‌این کتبها تدریس می شده عبارت بوده است از : گلستان و بوستان سعدی ، ریاض الحسینی وجودی (اشعار مذهبی). اما امروزه بلا استثناء در کل شهرستان مدارس دولتی تا مقطع پنچم ابتدایی وجود دارد. در بعضی از مناطق مدرسه در مقطع راهنمایی و دبیرستان نیز وجود داردو جاهایی که مقاطع بالا در آنجا وجود ندارد، دانش آموزان جهت ادامه تحصیل در مقاطع راهنمایی و دبیرستان به شهر نزدیک خود می روند که یا محلات و یا نیم ور می باشد. البته بعضی از دانش آموزان روستای بزیجان برای گذراندن‌این مقاطع به خمین می روند. در خورهه مدرسه شبانه روزی راهنمایی پسرانه وجود دارد که دانش آموزان روستای نینه برای تحصیل به آنجا می روند.
دو شهر محلات همچنین دانشگاه آزاد اسلامی وجود دارد که‌این مرکز هم از اهالی بومی‌این شهرستان و هم از سایر نقاط کشور دانشجو می پذیرد.

44

 
ایجاد شهر به علت وجود آب چشمه طبیعی است که در کشاورزی از آن استفاده می شود. مظهر‌این چشمه در قسمت شمال شهر است . قسمتی ازآب‌این چشمه وارد لوله کشی آب شهر می شود و بقیه پس از عبور از جویهای پلکانی تعبیه شده از پارک سرچشمه و مصفا نمودن آن ، زمینهای زراعی اطراف شهر را آبیاری می کند. چشمه آب محلات علاوه بر‌اینکه باعث پیدایش‌این شهر شده ، عاملی در شکل دادن و گسترش شهر نیز می باشد . توسعه شهر ، بستگی به میزان آب همین چشمه دارد. بطور کلی ،شهر از شمال به جنوب گسترده شده که علت آن شاید مسطح بودن زمین در‌این جهت باشد.عواملی که در توسعه شهر محلات دخالت دارند،متنوع است.ازآن میان آب و هوا،پیشرفت بخش خدمات، رشد مشاغل تولیدی،پایین بودن هزینه زندگی و عوامل دیگر را نیز می توان ذکر کرد.محلات به ویژه در چند ساله اخیر مهاجران زیادی را به خود جذب کرده است.که گذشته شهر تنها جنبه کشاورزی داشته،ولی اکنون بخش خدمات و مشاغل تولیدی نیزآن رشد نموده است.این شهر چون نزدیک به منابع آب گرم معدنی قرار گرفته،سالانه بطور مداوم ،خاصه در فصول مساعد سال،پذیرایی افرادی است به بیماریهای پوستی و استخوانی دارند و به امید مداوا به‌این شهر مسافرت می کنند. از طرفی در فصل تابستان هوای دلپذیر سرچشمه و روستاهای اطراف،پذیرای اهالی قم،کاشان،اصفهان و دیگر شهر‌ها می باشد.