• اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان دلیجان

شهرستان دلیجان

از نظر بخش بندی کشوری، دلیجان یکی از شهرستان‌های استان مرکزی است که از شمال به قم ، از جنوب به اصفهان ، از شرق به کاشان ، از شمال غربی به آشتیان ، از غرب به اراک و از جنوب غربی به محلات محدود می گردد. گستردگی‌این شهرستان نزدیک به 2500کیلومتر مربع می باشد و در کنار راههای پیوند دهنده چندین استان کشور است.‌این شهرستان در استان مرکزی   از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است و همین امر زمینه را برای تغییرات اجتماعی و فرهنگی در آن شهر فراهم آورده است و بدلیل همین عوامل‌این شهرستان در حال گذر از موقعیت کنونی به وضعیت صنعتی بوده و مردم آن فرایند شهروندی را تجربه می کنند.

پیشینه تاریخی

دلیجان یکی از شهرهای مرکزی‌ایران است و در طول تاریخ همیشه در مرکزیت قرار داشته و نزدیکی آن با شهرهای بزرگ و مهم‌ایران باعث شده که در سده چهارم هجری جزء قم و یکی از استانهای آن دانسته شود ، تا آنکه به روزگار عباسیان پیرو اصفهان می گردد( انصاری به اهتمام جمشید سروشیار ، 1358 ، 20).

یاقوت حموی و ابوالفلاء نیز آن را از نواحی اصفهان دانسته اند . اما پس از آن جزء استان جبال می گردد. تا آنگاه که عراق عجم در برابر عراق عرب پدیدار می گردد ( قرن ششم هجری) و بهمین خاطر حمدالله مستوفی می آورد که: «... از اصفهان تا دیگر ولایات عراق عجم مسافت بر‌این موجب است ... دلیجان سی و پنج فرسنگ » ( نزهه القلوب ، 75 ).

پس ازحمله مغولان اصفهان اهمیت خود را از دست می دهد و جزئی از عراق عجم می گردد و دوباره با اهمیت یافتن صفویان و برگزیده شدن اصفهان به پایتختی دوباره شهرهای پیرامون اصفهان گرایش به‌این شهر می یابند و بهمین خاطر دلیجان هم دوباره اهمیت یافته و درآغاز پادشاهی صفویه دلیجان خود حاکم جداگانه‌ای به نام « محمد صالح میرزا» داشته است .‌این روند تا پایان دوره قاجاریه ادامه داشته و با دگرگونی در سیستم بخش بندی کشور در دوران فرمانروایی پهلوی اول جزء استان مرکز به مرکزیت شهر تهران و تابع شهر قم بوده است و در سال 1325 از قم جدا گردید و یکی از بخشهای شهرستان محلات شد . در سال 1356 تابعیت استان مرکزی به مرکزیت اراک پذیرفت و در سال 1357 بنا بر تصویب شورای انقلاب به شهرستان  با مرکزیت شهر دلیجان تبدیل شد و تاکنون جزء استان مرکزی است ( صفری ، 1382 ، 27)

کتابهای بسیاری بصورت سفرنامه نوشته شده اند که درآنها به طور تفصیل از وضعیت تاریخی دلیجان اطلاع حاصل کرد ، از جمله می توان به « کتاب سفرنامه  عراق عجم » و « سفرنامه فوریه » اشاره کرد.

بهرحال شهر دلیجان با‌این پیشینه تاریخی شکل گرفته که میتواند سبک زندگی و منش و باورهای و ارزشهای فرهنگی مردم را تحت تاثیر قرار داده باشد.

وجه تسمیه

درباره نام دلیجان سخنهای فراوان گفته شده ،‌اینکه‌این نام از کجا و به چه معنایی است ، به سختی می توان داوری کرد. در‌این باره می توان گفت :

1- به گویش و زبان راجی آن را « دلیگن DELIGON » یا « دلیگان DELIGAN » می گویند. پس از جمله عربان به‌ایران زبان فارسی و غربی در هم آمیخته شد و به صورت دلیجان خوانده شد.

2-تاریخ قم از دلیجان ((دیلجان)) یاد کرده است (حسن قمی،1361،58)

3-در تاریخ شفاهی محلی آمده است که‌این شهر مردمی دلیر داشته و به همین منظور آن را "دلیرگان " می خواندند،سپس با کاربرد فراوان و سنگینی تکرار حرف «ر»‌این حرف از آن حذف شده و دلیگان گشته و آن گاه به دلیجان تغییر یافته است.

جایگاههای مذهبی و تاریخی

این شهرستان دارای مکانهای مذهبی و تاریخی بسیاری می باشد که از جمله می توان به چند نمونه آن اشاره کرد:مشهد اردهال ، زیارتگاه حضرت معصومه (در‌این آرامگاه دو خواهر و دو برادرکه از فرزندان حضرت امام موسی کاظم هستند مدفون می باشند)، شاه سلیمان ، شاه یحیی ، امامزاده اسحاق، امامزاده حمزه ، امامزاده محمد ، خوتیا ، شاهزاده ابوالفضل ، شاهزاده عبدا... ، شاهزاده سلیمان ، پیر داود ، زبیده خاتون، آقا شا بلبل ، پلینگ آرن(Pelayngaton) یا پلنگ آرام ، غارسی جوان ، گورگان آقا خانیان  نام برد(صفری،1382).

بزرگان شهرستان  دلیجان

از مشاهیر‌این شهرستان نیز می توان به چند تن اشاره کرد:علی جاستی ، ابوالعباس احمد دلیجانی ، داود بن محمد ، علی بن الحسین ، علی بن محمد جاسبی ، میر شمس الدین علی الحسینی الدلیجانی ، سید عبدالهادی دلیجانی ، ابوالحسن علیشاه کهکی ، ملا مهدی نراقی ، ملا احمد نراقی، ملا محمد نراقی ، شاه صاحب جاسبی ، میرزا ابوالقاسم نراقی ، صدر راونجی ، سلطان سید حسن خان ، علی خان مزوشی ، فخر الدین عراقی ، احسان نراقی ، و‌هاتف دلیجانی.

مذهب  و گویش

مردم‌این شهرستان همه پیرو دین مبین اسلام و دارای مذهب شیعه اثنی عشری می باشند.

در شهرستان دلیجان تنها شهر دلیجان و روستای واران جاسب به گویش «راجی»سخن می گویند.گویش راجی ریشه در زبان ری باستان دارد. مابقی به زبان فارسی تکلم میکنند.

خدمات آموزشی

در سالهای گذشته به ویژه پیش از انقلاب اسلامی دلیجان که بخش محلات محسوب می شد، از کیفیت آموزشی بالایی برخوردار نبود .تنها مدرسه منحصر به فرد دختران در پایین دلیجان بود که وجود جاده تهران – اصفهان و خط ماشینهای عبوری و دوری مدرسه به محله بالا و عوامل گوناگون دیگر موجب شده بود که بیشتر دختران نتوانند به مدرسه راه یابند.در نتیجه بیشتر زنان و مردان بالای 50 سال آن روزگار جز تعدادی که در مکتبخانه‌های قدیم درس خوانده اند، از سواد کافی برخوردار نیستند،اما هم اکنون با کوشش فراوان دبیران شهرستان دلیجان در‌این چند ساله دانش آموزان بسیاری به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی راه یافته اند.

از دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق نیز به عنوان یک واحد آموزشی دارای رشته‌های بسیاری را میتوان نام برد همچنین دلیجان دارای دانشگاه پیام نور می باشد که‌این دانشگاهها به علت پذیرفتن افراد مختلف از سایر نقاط کشور نقشی بسیار در تغییرات فرهنگی‌این شهرستان داشته اند،زیرا دانشجویان هر کدام دارای خرده فرهنگ خاص خود می باشند که در اثر مجاورت با مردم‌این شهرستان سبب تغییر در فرهنگ آنها شده اند(صفری،1382،ص219).

وضعیت فرهنگی در شهرستان دلیجان

تغییر فرهنگ یک پدیده تدریجی است و عوامل بسیاری چون ترکیب جمعیتی ، مهاجرت، بروز انقلاب،جنگ، صنعت و ... می تواند موجبات آن را فراهم آورد. اما در مورد شهرستان دلیجان باید یادآور شد که موقعیت، اقلیمی، طبیعی و اقتصادی‌این شهر به گونه‌ای بوده است که در هر دوره‌ای از زمان می توان شاهد بروز تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در آن بود . قرار داشتن شهرستان دلیجان در مسیر جاده ارتباطی تهران  - اصفهان و احداث بزرگراه جدید در دهه‌های اخیر، گسترش رستورانها و تعمیر گاههای‌این مسیر را به دنبال داشته که  در ساخت شهری و توسعه شهر نشینی دخالت داشته است. در شهرستان دلیجان عوامل بسیاری در تغییرات فرهنگی‌این شهر نقش داشته اند که می توان به عوامل اجتماعی، اقتصادی،تکنولوژیکی و اقلیمی اشاره کرد.

عوامل اجتماعی از قبیل مهاجرتها در شهرستان دلیجان در دهه‌های اخیر موجب رونق اقتصادی و گسترش خدمات شهری گردیده است و شیوه زندگی مردم را تغییر داده است. از جمله‌این تغییرات می توان به نحوه آمد وشد مردم، نوع سوخت و معماری اشاره کرد که هر یک تبعات فرهنگی نیز داشته اند.همچنین وجود معادن زیاد در اطراف  شهرستان دلیجان و استخراج آنها در دهه‌های اخیر موجب رونق‌این فعالیت و مهاجر پذیری قشر معدن کاران و سکونت در‌این شهر و بروز خرده فرهنگها گردیده است(جلالی ،1381)

جلالی در تحقیق خود که با عنوان «تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی و جغرافیایی دلیجان»انجام داده است می نویسد : در دهه‌های اخیر شهر دلیجان با تاسیس کارخانه‌ها و کارگاههای زیادی مواجه بوده و‌این توسعه صنعتی موجب مهاجر پذیری و به تبع آن تغییرات فرهنگی بوده است. تاسیس 23 کارخانه تولیدی و احداث معادن و کوره پزخانه‌های تولید آجر و احداث رستورانها، چهره ی شهر و نوع ساخت و ساز را تغییر داده و قشرهای ساکن در آن را با تنوع خرده فرهنگها مواجه ساخته است. همچنین احداث سد دلیجان در بروز شغل پرورش ماهی و به ثبت رسیدن غار«چال نخجیر»به عنوان اولین اثر ملی – طبیعی استان مرکزی بستری توریستی را در‌این شهر به وجود آورده است که قطعا موجب تغییر فرهنگی گردیده است.

توسعه دانشگاهها در فرهنگ عمومی شهر از جمله بهداشت مردم موثر بوده ، به طوری که رشیدی(1382)در اثر خود با عنوان «مردم نگاری دلیجان »عوامل فرهنگی مانند تأسیس دانشگاه آزاد و پیام نور را مورد توجه قرار داده است.

ورود صنایع مبتنی بر تکنولوژی جدید نیز موجب کاهی رونق مشاغل سنتی شده و فرهنگ کار و کارفرما را تغییر داده است.تأثیر تاریخی پیشرفت تکنولوژی پدیده ساده‌ای نیست و عامل تکنیک متغیر قوی است و اهمیت و قدرت آن بسیار قابل مشاهده می باشد.به علاوه تاثیر واقعی تکنولوژی را بدون در نظر گرفتن کادر فرهنگی آن نمی توان ملاحظه نمود زیرا تکنولوژی بر خلاف آ نچه که  مارکس می گوید،تنها مبتنی بر عوامل زیر بنایی نیست ، بلکه در عین حال در ارتباط با عوامل معنوی همانند تفکرات ،‌ایده‌ها و ارزشها است.

مثلا در شهرستان دلیجان قالی بافی که یکی از صنایع دستی رایج بوده در دهه‌های اخیر به صورت فزاینده‌ای به صورت یک صنعت ماشینی در آمده که بازار تجارت را در‌این زمینه رونق داده و در صنعتی شدن و گسترش شهر نشینی و برخی تغییرات فرهنگی دخالت داشته است( صفری،1382)

در شهر دلیجان  عوامل اقلیمی و طبیعی موجود نیز موجب رونق گردشگری و پیدایش مشاغل جدید شده که خود تغییرات فرهنگی را دامن زده است.

پس از وقوع جنگ تحمیلی و تعطیلی دانشگاهها و لزوم اعزام نیرو به جبهه‌های نبرد در شهر دلیجان نیز هسته‌های مقاومت شکل گرفت و پایگاههای مردمی تشکیل گردید.در مدت وقوع جنگ تحمیلی انسجام مردمی و همبستگی و مشارکت گروهها بیش از زمان دیگر هویدا شد و نوعی همدردی و هم نوایی در تقسیم مشکلات بین مردم پدیدار گشت.از طرفی  در جریان جنگ برخی از وابستگان مردم از شهرهای بزرگ از جمله تهران نیز برای سکونت موقت به دلیجان آمدند،به خصوص که برخی از آنها صاحبان صنایع و معادن و سرمایه گذاران بودند و‌این تعامل مردمی در تغییرات فرهنگی به تاثیر نبود.

28

خود جنگ و محاصره اقتصادی موجب پیدایش تفکر صادرات غیر نفتی گردید  و در دلیجان به سبب وجود معادن، سنگهای زینتی و ساختمانی صادرات‌این کالاها تقویت شد و حتی  زمینه کشف معادن جدید را فراهم آورد.بنا براین اگر چه عامل جنگ در مرحله اول موجب خسارت مالی و جانی شد ولی به موازات آن تاثیرات مثبتی را نیز در پی داشت که شهر دلیجان شاهد هر دو نوع تاثیر تغییرات فرهنگی  ناشی از آن بود.

آنچه مسلم است عوامل تغییرات فرهنگی در بستر زمان نقشهای خود را‌ایفا می کنند حتی در شرایط کنترل اجتماعی،این عوامل در کنش متقابل با یکدیگر در تغییرات اجتماعی تاثیر می گذارند ومدیران جامعه به همان میزان که در تدارک توسعه همه جانبه هستند در زمینه وفاق و و انسجام اجتماعی نیز می بایست دارای برنامه باشند تا تغییرات فرهنگی مسیر انحراف را طی نکند.